سی و ششم

دعا کن این قفس از آسمان من برود
نیافریده شدن از جهان من برود
دعا کن آب در آیینه محترم باشد
کلام مردن ماه از دهان من برود
حدیث-
.
.
.
خوب است که دانشگاه شروع شده است... خوب است که دوستان تازه ای پیدا کرده ام... خوب است که این بار به دکتر جان اطمینان دارم... که با ترس و لرز دارو نمی خورم... خوب است که تو هستی... مثل دیشب که داشتم منفجر می شدم... از توقعات بی معنی برادر جان... خوب است که دوباره آریا برقرار است... و خوب بود افطاری دیروز... و دیدن دوباره آدم هایی که دوستشان دارم
.
.
.
و عجیب است که... همه اینها می تواند دلیل باشد... برای روزهایی بیشتر بودن... نفس کشیدن... و من هنوز به دنبال دلیل می گردم...برای اینکه فردا... روزهایی مانند امروز خواهند بود...همین گونه آرام... همین طور خوب